قهرمان ميرزا عين السلطنه

7206

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بى خود امريكا را گذاشت آمد . نطق مدرس و وصف علاء از او - علاء مخالف جمهورى مدرس باز نطق كرده كه ما هجده هزار قشون بيشتر نداريم مىگويند زياد است . ليستش را بياورند . تمام پول را مارشالها مىخورند . من اينها را مىگويم كه در تاريخ مجلس بماند . زيرا مىدانم فعلا نتيجه نمىدهد . ميرزا حسين خان [ علاء ] مىگفت مدرس « استيت من » « 1 » صحيحى است و بسيار تعريف كرد و به‌كلى مخالف جمهوريت ايران بود . تمثيل مدرس دوشنبه 18 - دو سه روز است ابلاغيه انتشار نمىيابد . از ملاقات خزعل هم چيزى مفهوم نشد . مدرس گفته است طلبه‌اى بود در خارج شهر اصفهان با الاغ خود مسافرت مىكرد . گرگى از دور نمايان شد . نهر آبى هم در جلو بود . ديد فرار از چنگ گرگ منحصر به گذشتن از آب است و گرگ شايد مجال ندهد . نان همراه داشت شال طويل خود را باز كرده نان را به سر شال بست و سر شال را به دست گرفت همراه مىبرد . گرگ اول شروع به خوردن نان كرد . طلبه سر شال را مىكشيد نمىگذاشت گرگ يك‌مرتبه بلع كند تا رسيد به نهر . شال را رها كرد و به عجله از آب گذشت . امروز انگليسها شال را دراز كردند دويست فرسنگ گرگ ما را راه بردند . كلفت خوب كلفت خوبى براى من پيدا شده بود فرخنده خانم كه به درد هر كارى مىخورد غفلتا بناى بداخلاقى را گذاشته . زينب هم بىميل نبود و رفت . شهربانو همشيره‌زادهء حاجى زهرا سلطان [ را ] كه چندى نزد ملكه بود و بيرون كرده بود آورديم . دخترك شانزده سالهء زرنگى است ، اين [ هم ] بعد از چندى ناخوش شد رفت . خواهرش سكينه كه سنا بزرگتر است آمد . بعد آن يكى هم خوب شد آمد . من قصدم اين بود هردو باشند . اما زينب از سكينه ظنين شده و به هر نحو بود عذر او را خواست .

--> ( 1 ) . Stateman .